ایلیا خانایلیا خان، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا ناز مامان و بابا

نوروز94

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما… سال 93 هم با همه ی خوبی ها و بدیهاش تموم شد و پسر گل قراره که یک سال بزرگتر شه . امسال سال تحویل شنبه،ساعت 2:15شب بود و امسال و سال بز نامگذاری کردن. البته لحظه سال تحویل منو شما خواب بودیم. چون روز خسته کننده ای داشتم و آخرین خونه تکونی ها رو انجام میدادم واقعا خسته شده بودم و ساعت 11موقع خوابوندن گل پسرم خوابم برده بود. فقط بابا امید بیدار بود که اونم ما رو بیدار نکرده بود... به هرحال امیدوارم سال جدید سالی پر از شادی و موفقیت برای همه مسلمونها و دوستان با...
24 فروردين 1394

سرگرمی های جدید

سلام عزیز تر از جانم. این روزها با برنامه های جدیدی که برات چیدیم حسابی سرگرمی و خدا رو شکر از جیغ زدنهات هم خبری نیست. بازیهای زیادی رو یاد گرفتی. یه پا نقاش شدی، موقع سفره پهن کردن کمک میکنی. وقتی غذات رو میخوری زود قاشقت رو میبری میندازی توی سینک ظرفشویی و مثلا به جای کمک کردن سفره رو بلند میکنی که بتکونی برام . از همه مهمتر حرف گوش کن تر شدی. فکرکنم منم مامان تر شدم. یکی از بازیهای این روزهات اینه که توپت رو بیاری بدی به من و بگی ماما، و بعد با اشاره بفهمونی که با بابا امید بازی کنیم. ما هم باید والیبال بازی کنیم تا شما بخندی و لذت ببری هر وقت هم که توپ می افته شما نقش توپ جمع کن رو داری. یه بار این بازی رو برات نقاشی کردم ،...
5 فروردين 1394
1